این یعنی خود آرامش

و باز قصه تکراری مشکلات ویزا. کاش این آخرین ویزا باشه که اینجا میگیرم. واقعاااا این پروسه مسخره خسته کننده شده. باید آماده شم واسه کنفرانس بعد. این روزا همش تو فکر رفتنم و حال و حوصله درس خوندنم نیست. فقط منتظرم ویزا بیاد و برگردم خونمون.

 نمیدونم چرا اینهمه من صبور شدم، شایدم بی خیال ... شاید اینا همش بخاطر ورود به 33 سالگی باشه. دیروز شنیدم که چون اذیت کردم، اذیت شدم! خوب یادم باشه از این به بعد کسیو اذیت نکنم. متاسفم واسه خودم! چه سکوت عجیب و غریبی کردم من این روزا. بقول دوستی: "یه مهربون لزوما احمق نیست!!!!!"

همه صفات بد آدمهای بزرگ و یجا جمع کردن و دادن به ایرانی جماعت. واقعا وقتی با فرهنگ های دیگه و آدماشون آشنا میشی، میبینی فقط و فقط ماهاییم که به اندازه کمبودهامون ، همدیگه رو آزار و اذیت می کنیم. هر چه که آدماموم میرن تو شهرهای بزرگتر، بجای پیشرفت در مسیرهای خوب ، گرگ تر میشن و خطرناک تر. شاید این خصوصیات و همشون نداشته باشن اما اکثریتشون اینطوری هستند. هنوزم آدمیت و صفا و صمیمیت و معرفت رو باید در میان آدمای شهرهای کوچکتر جستجو کرد. بالاخره هر کسی نون دل خودش و میخوره و خوشبختی ادما رو باید تو ذاتشون ببینی. همیشه جواب خوبی خوبیه و بدی هم بدی. قرار نیست فورا عکس العمل و بیینی، بالاخره یروز، یجا سر همه آدما به سنگ میخوره.

استادم میگه شما ایرانی ها همیشه دروغ میگید این تو ذات شماهاست. روزای اول زود بر علیهش جبهه می گرفتم اما الان که دوست شدیم باهم فرق می کنه. میدونم که بدون غرض نظر میده. روزا درباره فرهنگ و سیاستمون باهم صحبت می کنیم. سفر آخر باعث شد واقعا اون ترس استاد تموم شه و بیشتر به چشم یه دوست بهش نگاه کنم. خیلی این روزا کمکم کرده، خیلی...  میگه شماها دروغ می گید چون فکر می کنید اینطوری زودتر میتونید به هدفتون برسید اما هیچوقت به این فکر نمی کنید ممکنه درست در قدم های آخر رسیدن به هدفتون بخاطر دروغتون هیچوقت دیگه بهش نرسید. میگه تو فرهنگ شماست که به دروغگوها چندین مرتبه فرصت میدین، واسه همینه فکر می کنید با وجود گفتن دروغ باز هم فرصت دارید. نمیشه حقیقت و کتمان کرد، واقعا درست میگه. همیشه در حال نقش بازی کردنیم. چرا همیشه از شخصیت اصلی خودمون فراری هستیم ! یعنی اینهمه خودمون غیر قابل تحملیم! بجای تغییر در رفتارمون زود تصمیم میگیریم نقش بازی کنیم. آدمای عجیب و غریبی شدیم.

ماه رمضون داره تموم میشه... یعنی بازم سال دیگه رمضون و میبینیم! روزای قشنگی بود این روزها. 

این مطلب زیبا رو هم خوندم که مناسب این حال و هوا بود:

"می گویند با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد !

شما گوش نکنید ، چون اگر چنین بود از منش و شخصیت هیچکس ،چیزى باقى نمی ماند !

هرکس هر چه به سرت آورد فقط خودت باش...
نگذار برخورد نادرست آدمها ، اصالت و طبیعت تو را خدشه دار کند.
اگر جواب هر جفایى ، بدى بود که داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب می شد !

اگر نمی توانى آدم خوبه ى زندگی کسى باشى...
اگر براى یاد دادن همان خوبى هایى که خودت بلدى ، ناتوان هستی 
اگر خوبى کردى و بدى دیدى...کنار بکش!!! .... اما بد نشو....

این تنها کاریست که از دستت بر می آید...

تو آدم خوبه ى زندگی خودت باش..
و 
با وجدانت آسوده بخواب.

این یعنی خود آرامش...."

  

/ 1 نظر / 31 بازدید
نیلوفر

در شب بیست و سوم، تقدیر نیکو و با برکت برای شما از خداوند متعال آرزو دارم.