رقص آشفته
هان اي كوه بلند اي سراپا همه پند از تو اين تجربه آموخته ام كه نلرزد دلم از غرش ارابه سنگين زمان و هراسي ندهم راه به دل از توفان كاه بودن ننگ است... كوه مي بايد بود.... دري از آسمان گشوده شد ومرا به خود خواند وبه من گفت در دل شبهاي تاريك هزارن خورشيداست وآن كسي آفتاب را مي بيند كه غروبش را باوركند از بزم طرب باده گساران همه رفتند ما با که نشينيم که ياران همه رفتند روزگاری ماندیم غافل از ابر غمی که کران تا به کران سایه میداد دست دردست چه خوش میخواندیم (( زندگی یعنی عشق ، کی شود بی تو نفس ، کی برون میرود از دل مهرت )) شادمان میرفتیم همه جا چشمه و گل ، هرقدم زیبا تر ، از کران بالا تر نه بیا بان نه سراب ، همه جنگل پرخواب بی خبراز غم میخندیدم تاشکو فا گرد د نرگس چشم ، گل دهد سا قه نورسته ما ونشیند تهی از هر خاری بردل ما روزهامان سپری شد وسپس رعد و برقی آمد ، لکه ای ابر رسید _ اینطرف شد همه جا تاریکی .......تنهایی _ آنطرف ...آغاز رویای زیبا ئی . روزگاری ماندیم غافل از ابر غمی که کران تا به کران سایه میداد دست دردست چه خوش میخواندیم (( زندگی یعنی عشق ، کی شود بی تو نفس ، کی برون میرود از دل مهرت )) شادمان میرفتیم همه جا چشمه و گل ، هرقدم زیبا تر ، از کران بالا تر نه بیا بان نه سراب ، همه جنگل پرخواب بی خبراز غم میخندیدم تاشکو فا گرد د نرگس چشم ، گل دهد سا قه نورسته ما ونشیند تهی از هر خاری بردل ما روزهامان سپری شد وسپس رعد و برقی آمد ، لکه ای ابر رسید _ اینطرف شد همه جا تاریکی .......تنهایی _ آنطرف ...آغاز رویای زیبا ئی . روی نرده های باغ نوشته اند گلها را نچينيد ولی باد . . . که خواندن نمی داند پدرم ،همه لحظه های دو سال گذشته با تکرار ياد و خاطراتت رنگ زيبا و روشن و زندگی هميشگی را داشت. دو سال از هجرت تو از اين دنيای فانی به جايگاه حقيقی و ابديت...مکانی والا سرشار از آرامش و نورو زيبايی می گذرد و هنوز باور داريم که مثل هميشه شاد و مهربان در ميان ما هستی.ياد و نام و خاطراتت را زنده نگه می داريم. ۱۳/۳/۱۳۸۴ تو به من مي گويي: نفس بادصبا مشك فشان خواهد شد چه تفاوت دارد ! باد از هر طرف آمد آمد خانه ما ز درون طوفاني است.
| Design By : Night Skin |